
کم کم می توان صدای قدم های پاییز را شنید،پاییز رنگارنگ،پاییز عاشق و پاییز یادها و خاطره ها!!!!!! حس غریبی است! دوست داشتن پاییز یغماگر. پاییزی که بی رحمانه دست به غارت باغ و بوستان می زند و زخمه بر تار دلها!!! شاید تداعی غریبی بین پاییز و روزگار وجود دارد، روزگاری که بی رحمانه عزیزان بسیاری را از خانۀ دلم به غارت برده است!عزیزانی که جای خالی نبودنشان را هیچ کس در هیچ زمانی برایم پرنکرد.پاییز غارتگر ! ای شکوهمند قهار ! هرپه باشی و هر چه هستی دوستت دارم!!!!! سحرهای کم رنگت را،غروب های دلتنگت را و روزهای کوتاه چون عمر عزیزانم را دوست دارم! بیا که منتظرت بودیم ،م...
ادامه مطلب